عشق دیده شدن
- شناسه خبر: 48116
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۴۱
- بازدید : 42 views

مردی خانهی زیبا با حیاتی پر از درختان میوه داشت. در همسایگی او مردی حسود منزل داشت و همیشه سعی میکرد اوقات او را تلخ کند و بهنحوی او را آزار دهد.
همسایه خوب یک روز صبح که خواست از در خانه خارج شود دید یک سطل پر از زباله کنار در است. فهمید که مال همسایهی حسود است پس سطل را تمیز کرد و آن را از میوههای حیاط خود پر نمود تا برای همسایه ببرد. او وقتی صدای در زدن را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد که اینبار دیگر برای دعوا آمدهاست.
وقتی در را باز کرد مرد میوههای تازه را به او داد و گفت: هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت میکند که از آن بیشتر دارد!
عادت کردن به خالی کردن زیر پای دیگران، دروغ گفتن، فحش و دشنام دادن و تن سپردن به دهها اخلاق و رفتار مذموم برای عدهای یک امر عادی است.
علاقه به مطرح شدن در جامعه و تبدیل آن به یک هدف مستقل همه معادلات را به هم میزند. آنها که حریصاند و تشنه قدرت، مطرح شدن را به هر بهایی قبول دارند حتی اگر این بها، هتک حرمت، آبروی دیگران و یا منافع عمومی و جامعه باشد.
افرادی که میخواهند در سایه مطرح شدن به جایگاهی برسند از هر وسیلهای استفاده میکنند. آنها از جنجالآفرینی، اظهار نظرهای تحریکآمیز، بزرگنمایی دستاوردها و تهمت زدن به دیگران ترسی به دل راه نمیدهند. آنها دوست دارند که همواره در مرکز توجه باشند تا به این وسیله بتوانند منافع خود، دوستان و چماقدارانشان را تأمین و حفظ کنند.
آنهایی که فکر و ذکری جز دیده شدن ندارند هر وقت احساس نمایند که میزان توجه به آنها کاهش یافته است به رفتارهای افراطی روی میآورند و با رفتارهایی چون مشت کوبیدن بر میز، داد زدن، هوار کشیدن، وعدههای دروغ دادن و بازی با کلمات تلاش میکنند تا دوباره در کانون توجه قرار بگیرند و از تزلزل موقعیتشان جلوگیری نمایند.
رفتار برخی از مدیران و دستاندرکاران امور و اعضای پارلمان محلی بهخوبی نشان میدهد که چگونه عدهای عطش دیده شدن دارند. تصمیمهایی میگیرند و حرفهایی میزنند که بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد. برای نگهداشتن نام و یادشان در خاطرهها، بزرگنمایی میکنند و وعدههای آنچنانی سر میدهند. در جامعهای که مسئولانش توان حل مشکلات اولیه چون جمعآوری زباله، زیباسازی شهر و ترافیک را ندارند شعار شهر نوین و شهر هوشمند سر میدهند و از این قبیل وعدههای بیپایه به عنوان ابزاری برای تثبیت موقعیتشان استفاده میکنند.
بخشی از تقصیر گسترش چنین رفتارهایی در جامعه از آن کسانی است که حقیقت را قربانی منافع شخصی میکنند. آنهایی که بهجای واقعیت رفتارها و عملکردها، بزرگنماییها و منافع مادی را معیار قضاوت قرار میدهند و بیاخلاقان همیشه همراه با فحش را اخلاقمداران روزگار معرفی میکنند.
باید پذیرفت شهرت، موقعیت، پست و مقامی که بر پایه هیاهو و تکیه بر مال و ثروت و وامدار کردن عدهای به دست آید دوام چندانی نخواهد داشت. خوش به حال آنهایی که در سایه صداقت و یکرنگی، مسئولیتپذیر هستند و در همه حال به فکر جامعهاند و از توسل به روشهای ناپسند بیزار و دوستدار جامعه و مردم به معنی واقعی کلمه هستند.






